این شعر رو توی چرکنویسم دیدم و نمی دونم از کجا آورده بودم . خیلی قشنکه حیفم اومد که نذارمش
اگه صاحبش پیدا شد بگه به تا به اسم خودش بزارم .
من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه ترین یار! آن شراب مگر چند ساله بود؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا میجوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند . . من عریانم ، عریانم ، عریانم
مثل سکوتهای میان کلامهای محبت عریانم
و زخمهای من همه از عشق است
از عشق ، عشق ، عشق

آشناترین غریبه |